Layeq Nabizadah

Layeq Nabizadah Learn English 📚

15/01/2025

تا ده سال دیگه .

15/01/2025
05/07/2023
23/12/2022

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ:

ﺍﮔﺮ ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﮐﻔﺶ ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺎ ﻃﺮﺣﯽ ﺧﺎﺹ ﺑﻪ ﺗﻦ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺪﻝ ﺧﺎﺻﯽ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﻟﮑﻮﺑﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﯾﺶ ﯾﺎ ﺳﺒﯿﻞ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻭﺯﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﯾﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﻻﻏﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﯾﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﯾﺎ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺩ!
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﻮﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﻣﻪ ﻧﻤﯿﺰﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
اگر هر کسی هر کاری میکند که حقوق دیگران را ضایع نمیکند به ما ربطی ندارد!

ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ..

تمام چیز های که در روی دنیا میبینیم اثر خانم هاست! 😭😭😭
21/12/2022

تمام چیز های که در روی دنیا میبینیم اثر خانم هاست!
😭😭😭

شخصی خانم خود را زد و خانم در حالیکه گریه می کرد برایش گفت: من میروم و از تو شکایت می‌کنم...!شوهر به خانمش گفت:من به تو ...
10/12/2022

شخصی خانم خود را زد و خانم در حالیکه گریه می کرد برایش گفت: من میروم و از تو شکایت می‌کنم...!
شوهر به خانمش گفت:
من به تو اجازه نمی‌دهم که از خانه خارج شوی...!؟
خانم گفت:
فکر می‌کنی با بسته کردن دروازه و کلکین‌ مانع شکایت من می‌شوی؟
شوهر با تعجب و تمسخر گفت:
پس تو چی خواهد کردی؟
خانم گفت: تماس خواهم گرفت.
شوهر گفت:
تلیفون هایت همراه من است حالا هرچی می‌خواهی انجام بده...!
بعدا خانم به تشناب داخل شد و دروازه‌ی تشناب را بسته کرد...!
شوهرش فکر کرد که خانمش از کلکین تشناب خودش را می اندازد و فرار می‌کند از خانه خارج شده مقابل کلکین تشناب در حال انتظار ایستاده شد بعد از انتظار زیاد هیچ نوع تحرک خروج و فرار را از خانم ندید پس دوباره داخل خانه شده عقب دروازه‌ی تشناب ایستاد شد...!
خانم بعد از وضوء نمودن در حالی‌که دست و سر و رویش تر بود از تشناب خارج شد و با تبسم گفت:
حالا از تو صرف به نزد کسی شکایت می‌کنم که به نامش سوگند یاد کردم که نه دروازه ها، کلکین‌ها، تو و یا هم تلیفون هایم مانع من شده می‌تواند؛ او حتما به من جواب می‌دهد و شکایت مرا می شنود و تو هرگز دروازه های او را بسته کرده نمی توانی...!
خانم این سخنان را گفت و از نزد شوهرش رفت و شوهر بالای تخت خود خاموش نشست و با خود فکر می کرد.
اما خانم جای نماز را هموار کرده شروع به نماز خواندن نمود و سجده ای خود را بسیار طولانی و دراز ساخت و شوهر او را نظارت می‌کرد و خانم زمانیکه نماز را تمام نمود دست های خود را به طرف آسمان بلند کرد و می‌خواست دعا کند ولی شوهرش آمد و دست های او را گرفته برایش گفت:
کافی نیست که در سجده دور و درازت به ضد من دعا کنی؟
خانم به طرف شوهرش نظر انداخته گفت:
آیا فکر می کنی بعد از اینکه در حق من کاری که کردی من از دعا کردن منصرف می شوم؟
شوهر گفت به خدا قسم در وقت قهر و غضب بودم و من ترا قصدا نزدم...!
خانم گفت:
به همین اساس از دعای خیر نمودن برایت اکتفا نکردم بلکه به ضد شیطان دعا کردم که میان زن و شوهر اختلاف می اندازد زیرا من احمق نیستم که در حق شوهرم، عزیزم و نور چشمم دعای بد کنم...!
شوهر از شنیدن سخنان خانمش اشک هایش ریخت و دست های خانم اش را بوسیده گفت به تو وعده می دهم و تعهد می کنم که بعد از این از طرف من هیچ بدی و ضرر به تو نخواهد رسید...!

07/12/2022

آرامش نه عاشق بودن است،
نه گرفتن دست کسی که محرمت نیست!
نه حرفهای عاشقانه وقربان صدقه رفتن های چند ثانیه ای!
آرامش حضور خداست...
وقتی در اوج نبودنها نابودت نمی کند،
وقتی ناگفته هایت را بی آنکه بگویی می فهمد،
وقتی نیازی نیست برای بودنش التماس کنی!
غرورت را تا مرز نابودی پیش ببری؛
وقتی مطمئن باشی با او،هرگز تنها نخواهی بود؛
آرامش یعنی همین،
تو بی هیچ قید و شرطی خدا را داری ...

30/09/2022

هر سطر پُر از ناله و هر بند پُر از درد
ما تلخ‌ترین صفحه‌ای تاریخ جهانیم 🖤🥹

همدردی با کاج!

30/09/2022

#منافقت

جوانی از رفیقش پرسید: کجا کار می‌کنی ؟
گفت: پیش فلانی، پرسید ماهانه چند می‌گیری ؟
گفت 5000 افغانی، باز پرسید همه ا‌ش همین 5000 ؟ چطور زنده ‌ای تو ؟ صاحب کار قدر تو را نمی‌ داند
این حقوق تو خیلی کم است !!!
آن مرد با شنیدن سخنان دوستش آهسته آهسته از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد، صاحب
کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد قبلا وظیفه داشت، اما حالا بیکار است

_زنی کودکی را به دنیا آورد ، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد کودک تان، شوهرت برایت چی خرید ؟ گفت هیچ چیز !
گفت: مگر می شود ؟! یعنی تو برایش هیچ ارزشی نداری ؟!
بمب را انداخت و رفت ، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که زنش عصبانی است و …. کار به دعوا کشید و تمام.

پدری در نهایت خوشبختی است ، یکی می‌رسد و می‌گوید : پسرت چرا برایت سر نمی‌زند ؟ یعنی آن قدر مشغول است که وقت نمیکند ؟! و با این حرف ، صفای قلب پدر را تیره و تار می‌کند

این است، سخن گفتن به زبان شیطان.
در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم :
چرا نخریدی ؟
چرا نداری ؟
چطور این زندگی را تحمل می‌کنی ؟
یا چطور فلانی را تحمل میکنی؟
چطور اجازه می دهی ؟
چی وقت عروسی میکنی؟
چرا عروسی نکردی؟
معاش ماه وار چند داری؟
کلان شدی هنوز زندگی نساختی؟
خارج نرفتی؟

ممکن است هدف مان صرفا کسب اطلاع باشد، یا از روی کنجکاوی یا فضولی و ….
اما نمی‌دانیم چه آتشی به جان شنونده می‌اندازیم !

کور، وارد خانه ‌ی مردم شویم
و کـَر از آنجا بیرون بیاییم.
مُفسد نباشیم

لطفاً شَر نندازید به زندگی مردم.
واقعا خیلی چیزها به ما ربطی ندارد پس فضولی نکنیم.
بیائید در زندگی مردم کاری نداشته باشیم چون شاید یک حرف مان منجر به جدایی و بدبختی دیگران شود. ❤️🙂

Address

Kabul

Telephone

+93766265175

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Layeq Nabizadah posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share