فقط شعـــر

فقط شعـــر اینجا شعر نشر میشود




در بین جماعتی که مرا سنگ میزنند دیدم برای تماشاء خوش آمدی �

طالبان را دیدی اما بی حجابی میکنیبعد از این با طالبان هم آشنایی میکنیطالبان با دیدن تو سورهء توحید خواندبر سر این طالبان...
12/12/2022

طالبان را دیدی اما بی حجابی میکنی
بعد از این با طالبان هم آشنایی میکنی

طالبان با دیدن تو سورهء توحید خواند
بر سر این طالبان حتا خدایی میکنی

گفته بودی میروی خارج، ولی اما عجب!
حال با این طالبان گوسفند چرانی میکنی

بهر دیدار گل رویت همه صف بسته اند
نوبت ما میرسد ، فکر صبایی میکنی

قتل و غارت، ظلم را تو پیشهء نو کرده یی
حال با صلح و صفا حتّا جدایی میکنی

گفته بودی:من بد ام، در شهر پر جمعیتی
آدمِ خوب ام، اگر چی بد گمانی میکنی

طالبان را دیده از نو مثل گل بشگفته یی
وقت پیری این عجب باشد جوانی میکنی

داده یی حسن بهاری بر خزان خود، ولی!
در بهار حسن خود با من خزانی میکنی

زنده است این باغبانت، هی چرا بر دیگران
از لبان مست خود آلو تکانی میکنی؟

با لبان نازک خود بر لبان طالبان
قطره،قطره، شهد لب ها را چکانی میکنی

حس نمیکردم اگر روزی تو را میگفت کسی
خویش را بر طالبان هم یار جانی میکنی

بار باری نازنینم ، در فصول هجر من!
گفته بودم چون مکن، حتا چنانی میکنی

شهر را فاتح شدی ، ای قهرمان حسن ها
بعد از این خود را به ما "تیمور"ثانی میکنی

وقت ما بود گیسوانت چون"صراط المستقیم"
حال گیسو های خود را هم کمانی میکنی

کافَری هستی، ولی با مکر خود نزد فقیه!
"لیس اللانسان الی ما سعی" یی میکنی

من چی گویم از وفایت، نازنین من عجب!
با جفاهایت مرا ، "رازقّ فانی " میکنی

فواد چُغتای

ممنون از اینکه میخوانید خواننده ی عزیز!
ایام به کام شما باد🙏❤

25/04/2022

Address

Kabul

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when فقط شعـــر posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share